تبليغاتX
گفتمان عدالت
گفتمان عدالت

امیدوارم در سا ل نو خانه ذهنما ن را از هر چه کدورت وبدی است پاک کنیم وبه یاد داشته باشیم که  عمر ما میگذرد و ارزش ندارد تمام عمر خویش را به فکر ضربه زدن به هم باشیم ومخصوصا زن وشوهران یاد بگیرند به هم عشق بورزند و به هم اعتماد کننذ و با هم صادق باشند. اانشاا... 

2 نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 20:5  توسط علی رضا | 

تبریک
فرا رسیدن نوروز فصل  بیداری طبیعت فصل نو شدن عاطفه ها بر تمام ایرا نیان گرامی باد
2 نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1385ساعت 19:51  توسط علی رضا | 

تکدی گری در قانون

هر روز در سطح شهر بر تعداد متکدیان اضافه می شود.در سر چهارراهها بالای  پل عابرین پیاده در پیاده روها وجدیدا درساعات مختلف در منزل را می زنند وبا اصرارطلب پول وغیره میکنند .جند روز پیش برای نقد کردن چکی به بانک مراجعه کردم درست بعداز دریافت وجه چک دیدم پیرزنی با سماجت از من طلب پول میکند .خلاصه به هر نقطه ای که میرویم گویی که مانند  سایه دنبال ما هستند وهیچ گونه خلاصی از دستشان نداریم .ضمن اینکه چهره شهر را زشت جوه میدهند.معمولا این دسته های گدایان در باندهای حرفه ای اقدام به گدایی از مردم میکنند به گونه ای که چهره بعضی از آنها رامیتوان هر دو سه روز یکبار در نقاط دیگر دیدیک روز طفل بی گناهی درآغوش خودقرار میدهند وبابرانگختن حس ترحم اقدام به پول گرفتن از مردم میکنند.خوب که به چهره آنها نگاه میکنیم کاملا متوجه میشویم که آن طفل معصوم که درآغوش انهاست هیچ شباهتی به آنها ندارد وبعضی اوقات سن آن زن متکدی به حدی زیاد است که امکان ندارد چنین فرزندی متعلق به او باشد ونکته تاسف بار دیگر اینست که این بچه ها در تمام مدت خواب هستند همانند معتادانیکه مواد مخدر زیادی مصرف کرده اند.جا دارد مسِِِءولان شهرداری به این وضع اسفبار سر وسامانی بدهند ...اگر هم اکنون با این پدیده زشت به طور قاطع برخورد نشود در آینده نزدیک شاهد اینخواهیم بود که آن کودکان بی گناه تحت آموزش غلط توسط متکدیان به متکدیان کاملا حرفه ای یا خلافکاران بسیار خطر ناک تبدیل خواهند شد.

مطلب بالا را  ا ز روز نامه اعتما د 9/5/84 انتخاب کرده ام.هنگام خوا ندن مطلب بالا به یاد موردی که با آن بر خورد کردم افتادم موضوع از این قرار بود که با یکی از دوستانم در حال باز گشت از دانشگاه بودیم که فردی که بر دیوار تکیه داده بود ویک ظرف خالی افشانه آسم در دست داشت توجهم را جلب کرد ابتدا از کنارش گذشتیم کمی که رفتیم به دوستم گفتم گویا آن شخص آسم دارد ودارویش تمام شده که این گونه بی تابی می کند وقتی به کنارش رفتم و جویای حالش شدم گفت دارویش تمام شده وپول ندارد  که دارو بخرد و اگر هزار تومان بدهید دارویم را میخرم باشنیدن این حرف ونوع حرکات او متوجه قضیه شدم ولی برای اطمینان از اینکه مبادا یک درصد هم بیمار باشد به کیوسک 110 که در آن نزدیکی بود مراجعه کردم وبه افسری که آنجا بود موضو ع را اطلاع دادم وخواستم که با بی سیم  یک آمبولانس بخواهد ایشان نیز خود را سریع بالای سرآن فرد رساند وبا دیدن آن فرد ابتدا با بی سیم درخواست آمبولانس کرد نکته جالب از همین جا شروع میشود.پس از آن در کمال تعجب دیدیم که آن فرد سریع اعلام کرد که حالش خوب شده ودیگر نیازی به آمبولانس نیست وسپس آرام بلند شد وآنجا را ترک کرد . چندماه بعد من دوباره آن مرد را با ظرف خالی داروی آسم با حالی نزار در همان محل دیدم اما این بار گذاشتم وگذشتم.

آیا درقانون دراین موارد سخنی گفته شده درقانون م.ا به دو ماده 712و713برخورد میکنیم که درآنها به تکدی گری ومجازات آن اشاره شده است :

م712ق.م.ا:هر کس تکدی یا کلاشی را پیشه خود قرار داده باشد واز این راه امرار معاش نماید یا ولگردی نمایدبه حبس از یک تاسه ماه محکوم خواهد شد و چنانچه با وجود توان مالی مرتکب عمل فوق شود علاوه بر مجازات مذکور کلیه اموالی که از طریق تکدی و کلاشی به دست آورده است مصادره خواهد شد .

 

م713ق.م.ا:هر کس طفل صغیر یا غیر رشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد به سه ماه تا دوسال حبس واستردادکلیه اموالی که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد.

2 نوشته شده در  شنبه پانزدهم مرداد 1384ساعت 21:40  توسط علی رضا | 

وقتی دختران به خواستگاری پسران بیایند؟؟

 وقتی دختران به خواستگاری پسران بیایند؟؟!

 در راهرو دادگاه خانواده زن وشوهران جوان جفت جفت روی نیمکتها نشسته اند ومنتظرند تامحاکمه شان آغاز شود.داخل دادگاه زن وشوهرجوان که بیشتر ازسه ماه از ازدواجشان نمیگذردروبروی قاضی ایستاده اند.قاضی رو به مرد:آقالطفابفرماییدبرای چی میخواهیدطلاق بگیرید؟

مرد:اقای قاضی این خانم روزی که به خواستگاری من امدباحرفهایش گولم زد.میگفت بابام صاحب چندبرج وخونه ویلایی است وخودش هم هرماه دومیلیون تومان درآمد داره با وجود اینکه بابا و مامانم مخالف بودند من به این خانم بله گفتم وشوهرش شدم.اماحالامی بینم همه حرفهایش دروغ بوده.جناب قاضی باورکنین من صدتاخواستگارداستم که باباهاشون هرکدام صاحب حداقل یک کارخانه بودنداما به همه شون جواب رد دادم.قاضی حالا خواسته شما چیست ؟ طلاق اقای قاضی مهریه ام رو میخوام شیربهام روهم میخواهم .زن وشوهر دیگری وارد دادگاه میشوند .قاضی ابتدا از مرد می پرسد :اقای محترم چه شکایتی از این خانم دارید ؟ مرد:اقای قاضی این خانم روزی که به خواستگاری بنده امد یکی از شرطهای ازدواج این بود که خانم خرجی بده .دراین هنگام زن به اعتراض میگوید:جناب قاضی این اقا دو ماهی است که از منزل قهر کرده رفته خونه پدر مادر ش پس   نباید طبق قانون از من خرجی طلب کنه .در این لحظه مرد جوان فریاد میزند:دروغه جناب قاضی من همه اش ازاین خانم تمکین کردم هرچی گفته انجام دادم.ظرف شستم  جارو زدم کهنه بچه رو عوض کردم خلاصه هرچی فرمان داد عمل کردم زنم باید طبق قانون بابت این همه نوکری که براش کردم حق الزحمه بده تازه از بس با لنگه کفش زده توی سرم مخم جابجاشده من خسارت میخوام .

خلاصه آنروزقاضی دادگاه از بس از زبان مردهای شاکی گله وشکایت شنید درپایان وقت اداری رو به منشی خود کرد وگفت:راستی این مردها چه موجودات زخم کشیده ای شده اند دل آدم براشون می سوزه؟؟؟؟؟

 

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 11:13  توسط علی رضا | 

بخوانید وفکرکنید ؟؟؟

یک دکتر جوان از طریق اینترنت با دختری آشنا میشود وبا او ازدواج میکند اما بخت با این دکتر یار نبود چون پی به رازی برد که بوی فریب می داد.

 

پزشک جوان میگوید : اوایل سال 82 از طریق چت اینترنتی با رویا آشنا شدم و بعد از مدتی هم به خواستگاریش رفتم وبا یکدیگر ازدواج کردیم.روزی از دفترچه خاطرات همسرم یک شماره تلفن پیدا کردم وبا ان شماره تماس گرفتم. پسری ان طرف خط بود از او پرسیدم آیا رویا را میشناسی؟ پسرجوان گفت:بله اوهمسر سابقم بود که از طریق اینترنت با هم آشنا شده بودیم.شوکه شده بودم.با ان پسر جوان قرار ملاقات گذاشتم وحقایق تلخی را برایم تعریف کرد .او گفت که چند ماه پیش رویا به مغازه اورفته ویک دستگاه کامپیوتر از او خریده بود .بعدازطریق چت کردن با هم  اشنا شده اند که پسرجوان به خواستگاریش رفته وبا هم ازدواج کرده اند این پسر جوان گفت:پس ازچهار سال رویاچنان زندگی را بر من تلخ کرد که چاره ای جز طلاق نیافتم و از هم جداشدیم ؟؟؟! در جریان درد دل این جوان فهمیدم رویا درست در همان موقع که با من از طریق چت رابطه داشت همسر او هم بود و پس  از طلاق به عنوان یک دوشیزه با من ازدواج کرده است.درحقیقت رویا مرا فریب داده بود. به خانه که برگشتم شناسنامه اش را با دقت نگاه کردم و فهمیدم  از طریق یکی از آشناهایش شناسنامه سفید گرفته وبا دستکاری در ان خود را یک دختر معرفی کرده است تا بامن ازدواج کند.رویا وقتی متوجه شد که من راز او را فهمیده ام به دادگاه خانواده رفت و از من به خاطر نپرداختن  نفقه شکایت کرد  و مهریه اش را به اجرا گذاشت .در واقع دست پیش گرفت تا پس نیفتد .روز24 اسفند ماه ماموران به خانه ما در تجریش امدند ومرا با دستبند به زندان فرستادند .اما درزندان اوین رفتار زندانبان و مسولان با من مهربانانه بود تا هشتم فروردین در زندان بودم که بعد با قرار وثیقه آزاد شدم .این دکتر جوان ادامه داد:درزندان اوین جوانان زیادی بودند که همسرانشان مهریه خود را به اجرا گذاشته بودند.براستی چرا باید یک جوان به خاطراینکه نمی تواند مهریه همسرش را بپردازد درزندان در کنار قاتلان وکلاهبرداران به سر ببرد ؟  اکنون من به اتهام فریب در ازدواج از همسرم شکایت کرده ام و پرونده در شعبه 272درحال رسیدگی است.

 

((ماده 647 ق.م.ا :چنانچه هر یک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی ، تمکن مالی ، موقعیت اجتماعی ، شغل و سمت خاص ، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هریک از آنها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال محکوم می گردد.))

 

((مخفی نمودن ازدواج قبلی از مصادیق فریب در ازدواج است لذا زن باکره ای که قبل از عقد و ازدواج دوم واقعه ازدواج و طلاق اول خود را از شوهر مکتوم نگاه داشته مرتکب فریب در ازدواج شده و عملش با ماده 647 ق.م.ا منطبق می باشد ولی در هر حال این امر در طلاق موجب کاهش مهریه نخواهد شد...))

 

با توجه به قید(هر یک از زوجین) این ماده شامل زن و مرد هردو خواهد بود.

 

درمورد فوق معلوم است که این جوان در موردهمسر اینده اش هیچ شناخت کافی نداشته وتازه زمانی متوجه حقایق شده که دیگر دیر شده است وباز هم به این نکته باید اشاره کنیم که شناخت قبل از ازدواج زمینه ساز موفقیت در زندگی زنا شویی است واصولا در هر کاری که انسان میخواهد وارد شود باید در موردش  شناختکافی پیدا کند زیرا بدون شناخت مناسب چیزی جز شکست در انتظار انسان نیست.سپس یادمان باشد در مورد هر کاری به خصوص ازدواج از مهمترین رخدادهای زندگی انسان است ابتدا خوب شناخت پیدا کنیم و سپس اقدام .وباز هم  به این نکته اشاره کنیم که انسان نباید تعهدی بیش از توان خود بنماید که قادر به انجام آن نباشد.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 21:10  توسط علی رضا | 

مهریه

تازه ازبیرون رسیده ام وپای تلویزیون نشسته ام که برنامه هزارراه نرفته ازتلویزیون پخش میشود . خوب برنامه شروع میشود واقا پسرها ودخترخانمها شروع میکنند به بحث درمورد مهریه ومیزان ان وهرکسی سخنی میگوید وسخنی که دخترخانمها بیشتر به ان تکیه میکردند مرابه خود چلب کرد و ان این بود که : مهریه پشتوانه ای است برای زن تا این که مرد نتواند به راحتی زن راطلاق دهد . به نظر بنده اینجمله نشان دهنده نوعی از بی اعتمادی است که درمورد ازدواج در جامعه رواج پیدا کرده است واین مساله هم بیشتربه  دلیل این است که امروزه گسترش شهرهاواختلاط قومیت های مختلف در جامعه   باعث شده است که افرادهمدیگررانشناسند وحتی درمورد همسایه خودنیزشناخت ناجیزی دارند وبه خاطرهمین عدم شناخت واز ترس ناجنس درامدن طرف مقابل مهریه ای بالا قرارمیدهندبه امید انکه این مهریه بالا اهرمی باشد برای کنترل طرف مقابل تابه قول گفتنی: طرف فیلش هوای هندوستان نکنه وزندگی استواری داشته باشندکه البته این گونه اهرمهای فشارهم درصورتیکه طرفین به درستی قبل از ازدواج ازیکدیگر شناخت پیدا نکنند کارسازنیست ومتاسفانه زندگی های بسیاری که میسوزند وازبین میروند.

اصلا میخواهیم بدانیم مهریه چیست وفلسفه آن چیست؟

مهریه عبارت است ازهدیه وپیشکشی است که نشان دهنده محبت وعلاقه مرد نسبت به زن است وحق زن میباشدوهرزمان که بخواهد میتواند ازشوهر خود طلب کند.

اما مشکلی که درزمان حاضرگریبان جوانان راگرفته مهریه های سنگینی است که اکثرا هم بدون اندیشه وبه خاطرچشم روهم چشمی چه از طرف خانواده زن وجه ازطرف خانواده مرد مقرر می گردد .

حالا گذشته از خانواده زن،خانواده مرد هم به نوعی در این مسابقه چشم روهم چشمی شرکت دارند زیرا آنها نیایستی تعهدی را قبول کنند که از قدرت و توانایی آنها خارج است و به هیچ وجه قادر به ایفای این تعهد نیستند و در همان ابتدا باید میزان قدرت خود را اعلام دارند و بیشتر از قدرت خود مهریه ای را قبول نکنند.و چه ازدواج هایی که فقط به خاطر عدم توانایی مرد از پرداخت مهریه به طلاق منتهی شده اند و می توان گفت که ازدواج به یک تچارت یک طرفه تبدیل شده و خانواده دفتر مهریه را به عنوان منبع درامدی به حساب می آمدند و اصلا به نفس ازدواج که رسیدن زن و مرد در کنار هم به کمال است را از یاد برده اند.

و اگر چیزی که خانواده ها فراموش کرده اند توانایی مالی مرد است که اصلا آیا این فرد خوشبخت توانایی پرداخت این مهریه را دارا می باشد که هر زمان که زن خواست وطلب کرد بپردازد یا نه؟

واین همان مسئله مهمی است که در تعیین مهریه ها به فراموشی سپرده شده است.

و این کلام پیامبر اکرم (ص) را به یاد داشته باشیم که:

((برترین زنان امت من کسانی هستند که زیباتر و مهرشان کمتر باشد))

2 نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اسفند 1383ساعت 14:22  توسط علی رضا |